محمد تقي جعفري
1
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
بسم الله الرحمن الرحيم مناجات جهان آفرينا ، طعم لذيذ و جان بخش ايمان به هدف عالى كارگاه هستى را به ذائقهء خشكيدهء انسانهاى امروز بچشان . كردگارا ، دستى از سر لطف و محبت بر دل و ديدهء شب روان روز افروز قافله - سالاران ارواح بشرى بنواز . توانا پروردگارا ، بانگ هشدارى از سروش روح ربوبيت را در انديشه و اعماق وجدان پيش تازان كاروان گمگشتهء انسان اين دوران سحر آميز طنين انداز فرما ، باشد كه بار ديگر به خود بيايند و بر گردند و پلهاى ساخته شده از مصالح واقعيات جاودانى را كه بنا حق در گذرگاه تاريخ خراب كردهاند ، دوباره با بينش عالىتر و خلوص نيت كاملتر بسازند و به پيش رفت آگاهانه رو به هدف وجودى انسان و جهان ادامه بدهند . بار الها ، اين بار رنج و ناتوانى بشرى در تقليل دردها و تنظيم بهزيستى خود ، از حد گذشته است ، اينك به خود او اثبات شده است كه عاجزتر از آن است كه رؤياهاى شيرين خود را در بارهء زندگى ايده آل جامهء عمل بپوشاند . اكنون ديگر فرياد و « غوطه ور شدن در ماديات و غرايز پست حيوانى بشريت را از پاى در آورد » فقط از ارباب مذاهب و از بالاى منابر نمىشوند ، بلكه مجلاتش ، و فيلمهايش در بىبند و بارترين مراكز آزادى طبيعى داد از پوچى حيات طبيعى مىزند . خداوندا ، تلخى اين كفر جان فرسا را به ذائقهء عوامل ايجاد عشق به زندگى حيوانى بچشان ، باشد كه آنان نيز از رنج و فرسودگى ارواح آدميان اطلاعى پيدا كنند و از سير منحرف و رهسپار يك تمدن انسانى شوند و آدميان هم در دنبالشان .